سلام سر آغاز هر کلام 
اصلا دست و دلم به نوشتن نمیره
اما می نویسم ...خسته ام حوصله ندارم
فقط یه نفره که میتونه آرومم
کنه که اونم پیشم نیست
خوب چی کار کنم میگید آخه؟
اعصابم ریخته به هم!
خدایا روزنی نوری صدایی تو و این قدر بی آهنگ بودن؟

چه کسی می داند
که تو در پیله تنهایی خود،تنهایی!
چه کسی می داند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی!
پیله ات را بگشا...
تو به اندازه یک دنیایی!
*******************
ماه من غصه نخور!زندگي جزر و مد داره،دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره
ماه من غصه نخور!همه که دشمن نميشن ،همه که پر ترک،مثل تو و من نميشن
ماه من غصه نخور!مثل ماها فراوونه،خيلي کم پيدا ميشه،کسي رو حرفش بمونه
ماه من غصه نخور!گريه پناه آدماس،تر و تازه موندن گل ماله اشک شبنماس
ماه من غصه نخور!زندگي بي غم نميشه،اوني که غصه نداشته باشه آدم نميشه
ماه من غصه نخور!خيلي ها تنهان مثل تو،خيلي ها با زخمهاي زندگي آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور!زندگي خوب داره و زشت،خدا رو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور!دنيا رو بسپار به خدا،هردمون دعا کنيم ،توهم جدا....منم جدا 
باز هم همان درد همیشگی:نقطه سر خط...!
نوشته شده در 87/04/10ساعت توسط پریســــا |